دوشنبه دوم خرداد ۱۳۹۰ - 18:38 - سكوت -
اين شعر رو به ياد مادر يكي از دوستان كه به تازگي مادرشون رو از دست دادن ميگذارم با اميد به شادي روح آن مرحوم.
ای وای مادرم
آهسته باز از بغل پله ها گذشت
در فکر آش و سبزی بیمار خویش بود
امّا گرفته دور و برش هاله ای سیاه
او مرده است و باز پرستار حال ماست
در زندگیّ ما همه جا وول می خورد
هر کُنج خانه صحنه ای از داستان اوست
در ختم خویش هم به سر کار خویش بود
بیچاره مادرم
***
کاش می فهمیدی ســـکوت همیشه علامت رضــــایت نیست